جان آپدایک درگذشت

بهمن ۸م, ۱۳۸۷

 

«جان آپدایک» نویسنده آمریکایی برنده جایزه ادبی پولیتزر که از چهره‌های شاخص ادبیات پس از جنگ جهانی در ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شد، سه‌شنبه در هفتاد و شش سالگی چشم از جهان فروبست. «آپدایک» از سرطان ریه در عذاب بود و پس از چندین سال خانه‌نشینی و تحمل درد آرام گرفت. «آپدایک» همچنین به‌خاطر نوشتن مقالات و نقدهای ادبی در آمریکا شهرت داشت و یکی از همکاران ثابت هفته‌نامه «نیویورکر» در چهل سال گذشته بود. «آپدایک» که به خاطر مجموعه رمان‌های «ربیت» در آمریکا شهرت داشت، نویسنده پرکاری بود و مجموعه داستان‌های زیادی در کارنامه ادبی خود به ثبت رساند و نزدیک به پنجاه کتاب ادبی از سال ۱۹۵۰ تا روز مرگش منتشر کرد. وی همچنین از معدود نویسندگان آمریکایی است که در طول زندگی خود دو بار هر دو جایزه «پولیتزر» و «جایزه ملی آمریکا» را نصیب خود کرده است. نام «جان آپدایک» همچنین سال‌ها در فهرست احتمالی برندگان جایزه نوبل ادبیات قرار داشته اما خود وی از «نوبل» دل خوشی نداشت و یک بار در یکی از داستان‌هایش به طور ضمنی از آن انتقاد کرد. «جان آپدایک» ۱۸ مارس سال ۱۹۳۲ در «پنسیلوانیا»ی آمریکا به دنیا آمد و  از نویسندگان دوران «افسردگی عظیم» آمریکا به حساب می‌آمد. وی نویسنده‌ی صلح‌طلبی بود و بارها چه در مقالات و چه در مصاحبه‌هایش از حقوق بشر و حقوق زنان دفاع کرد و یکی از نویسندگان مخالف جنگ ویتنام بود. با این وجود، «آپدایک» از آن‌دسته نویسندگانی بود که نظرات گاه متفاوتی نیز درباره‌اش گفته می‌شد. «نورمن میلر» نویسنده آمریکایی در مصاحبه‌ای با انتقاد از «آپدایک» گفته بود: «خوانندگانی که به سراغ آپدایک می‌روند چیزی از نویسندگی سرشان نمی‌شود.»

«تیم آدامز» در مقاله‌ای تحت عنوان «مردی که دلش می‌خواهد همیشه بله بگوید!» درباره‌ی مجموعه مقالات و نقد‌های «جان آپدایک» سال گذشته در «آبزرور» نوشته: «آیا تا به حال دیده‌اید که آپدایک به چیزیی نه بگوید؟» وی در ادامه می‌نویسد که تا به حال در شش جلد مجموعه مقالات و نقد‌های «جان آپدایک» هیچ «نه»‌ای ندیده و احساس نکرده که «آپدایک» از کتابی یا نوشته‌ای انتقاد کند و فهمیده که «آپدایک» بیشتر تمایل دارد درباره‌ی هر نوشته‌ی ادبی‌ «بله» بگوید و آن را تصدیق کند. «آدامز» در ادامه از این نوع نگاه «آپدایک» انتقاد کرده و نقد‌های او را تنها صحه‌ا‌ی بر اثر می‌داند و آن‌ها را فاقد چالش و بررسی موشکافانه می‌داند. وی در ادامه‌ی مقاله‌ی خود می‌نویسد: «اگر این کتاب چیزی کم داشته باشد، آن چیز حس روشنی از شناخت آمریکا در جهان امروز است. آپدایک که کمتر پا فراتر از ماساچوست گذاشته، دیدش از جهان تنها به کتاب‌ها محدود است. مثلا یکی از مقالات کتاب جدید وی، گزارشی است که آپدایک دوازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ منتشر کرده است. وی در قسمتی از این مقاله می‌نویسد: «بعد از آن که اولین هواپیما به ساختمان برج‌های دوقلوی تجارت جهانی اصابت کرد، دختر بچه‌ی چهارساله‌ای مرا به سمت پنجره‌ی آپارتمان طبقه‌ی دهم برج بروکلین برد و توجه‌ام را به دود جلب کرد و سپس همسرم هم به ما پیوست و سقوط سقف ساختمان را مشاهده کردیم و درست مثل این بود که خود ما در حال فرو ریختن باشیم.» «آدامز» در پایان مطلب خود درباره‌ی کتاب «جان آپدایک» نقطه‌ی مشترک تمامی مقالات این کتاب را «نوعی از امید» دانسته و نوشته که آپدایک از آن دسته نویسندگان «بدبین» نیست و اتفاقا حسابی به زندگی و محیط اطرافش «خوش‌بین» است. «جویس کرول اوتس» نویسنده آمریکایی رمان «سیاهاب» که از دوستان صمیمی «آپدایک» بود، درباره‌ی درگذشت وی گفت: «آپدایک فروزندگی خارق‌العاده‌ای داشت. آدمی خون‌گرم و دوست‌داشتنی بود و شوخ طبعی عجیبی داشت که افراد توجه زیادی به آن نمی‌کردند.» «جان آپدایک» خود دو سال پیش در گفت‌وگویی با «آسوشیتدپرس» درباره «زندگی» گفته بود: «علوم مختلف به آرامی ما را به شناخت بیشتر و بهتر دنیای اتم‌ها و مولکول‌ها هدایت می‌کنند اما از طرفی هم نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم و نگویم که خب، همین است که هست، دنیا را بچسبید و دم را دریابید.» «آپدایک» در طول زندگی خود در «نیویورکر» و دیگر نشریات معتبر آمریکایی درباره نویسندگان زیادی همچون «جی‌.دی‌. سلینجر»، «مارکز» و «اورهان پاموک» مطالب متفاوتی نوشت که این مقالات از ارزش ادبی زیادی نزد منتقدان ادبی دنیا برخوردارند. درگذشت «جان آپدایک» بازتاب گسترده‌ای در میان رسانه‌ها و جامعه ادبی جهان داشته است.

مرتبط: مطلب «گاردین» درباره‌ی درگذشت «جان آپدایک» | پرونده «گاردین» برای «جان آپدایک»