سفرنامه‌ی لندن – بازگشت به تهران

اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۸

 

اینجا تهران است، صدای جمهوری اسلامی ایران. یاد آن هم‌اتاقی آمریکایی می‌افتم که چهل روز پیش در لندن به شوخی گفت: «من از جمهوری اسلامی آمریکا آمده‌ام و تو از ایالات متحده‌ی ایران.» سفر لندن یکی از مهم‌ترین و پربارترین اتفاق‌هایی بود که در زندگی‌ام پیش آمده. به خیلی از چیزهایی که می‌خواستم رسیدم و خیلی از آدم‌هایی که دوست داشتم از نزدیک ببینم، دیدم اما مهم‌تر از همه‌ی این‌ها تاثیری‌ست که لندن در نگاهم به زندگی گذاشته. سفر دید آدم را گسترده‌تر می‌کند و از جهتی هم همان‌طور که لوئی فردینان سلین معتقد است، خیال آدمی را به کار می‌اندازد. خیلی خوشحالم که برگشته‌ام ایران و خدا را شکر می‌کنم که مجبور نیستم تنهایی تو لندن زندگی کنم. حالا اما شاید نگاه دقیق‌تری نسبت به لندن و پاریس داشته‌ باشم. اوایل که رسیده بودم لندن، حسابی از پاریس دفاع می‌کردم و معتقد بودم که پاریس تمیزتر است. الان باید بگویم که اشتباه می‌‌کردم. دوباره که پاریس را دیدم، خیلی از نظراتم درباره‌ی پاریس تغییر کرد. لندن به مراتب منظم‌تر، تمیزتر و برای یک روزنامه‌نگار جذاب‌تر از پاریس است. پاریس اما شیک‌تر است و فضای ادبی و هنری پررنگ‌تری دارد.

نسبتا صرفه‌جویی کرده‌ام و چهل روز سفرم به لندن، آکسفورد، پاریس و استانبول روی هم‌رفته زیاد خرج برنداشته. زیاد پولم را حیف و میل نکرده‌ام و بیشترین چیزی که با خودم آورده‌ام، رمان‌هایی‌ست که یا هدیه گرفته‌ام یا از آن کتاب‌فروشی خفن ده مدرن آکسفورد خریداری کرده‌ام. سفر به لندن بیش از چهل روز پیش، ده مارس شروع شد. نخستین روز سفرم را می‌توانید اینجا بخوانید و به ترتیب می‌توانید سفرنامه‌های بعدی را در لینک زیر همان مطلب پیدا کنید. بهترین فایده‌ی لندن این بود که آدم می‌توانست توی لندن خودش باشد. می‌توانست فیلم بازی نکند و عین خودش راه برود و لباس بپوشد و حرف بزند. زیباترین روزم در سفر به لندن، پاریس و استانبول، دومین روزی بود که توی آکسفورد سپری کردم. هیجان‌انگیزترین اتفاقی که برایم پیش آمد، دیدارم با ماریو بارگاس یوسا و همچنین کار در دفتر روزنامه‌ی گاردین بود. غم‌انگیزترین لحظه‌ای که داشتم، موقع سال‌تحویل بود. خفن‌ترین چیزی که توی سفرم دیدم، کتاب‌فروشی «بلک‌ول» آکسفورد بود. جامع‌ترین احساسی که در سفر داشتم، ناکامی عاشقانه بود و ضایع‌ترین جایی که در سفرم دیدم، شهر استانبول بود.

سفرنامه‌ی لندن – روز اول، ده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز دوم، یازده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز سوم، دوازده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز چهارم، سیزده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز پنجم و ششم، چهارده و پانزده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز هفتم، شانزده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز هشتم، هفده مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز نهم، دهم و یازدهم، هجده، نوزده و بیست مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز دوازدهم، بیست و یک مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز سیزدهم، بیست و دو مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز چهاردهم، بیست و سه مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز پانزدهم، بیست و چهار مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز هجدهم، بیست و هفت مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز نوزدهم، بیست و هشت مارس

سفرنامه‌ی لندن – روز بیست و دوم، سی و یک مارس

سفرنامه‌ی آکسفورد – روز اول، یک آوریل

سفرنامه‌ی آکسفورد – روز دوم، دو آوریل

سفرنامه‌ی آکسفورد – روز سوم، سه آوریل

سفرنامه‌ی آکسفورد – روز چهارم، چهار آوریل

سفرنامه‌ی لندن – روز بیست و هشتم، شش آوریل

سفرنامه‌ی لندن – روز سی‌ام، هشت آوریل

سفرنامه‌ی پاریس – روز اول، یازده آوریل

سفرنامه‌ی پاریس – روز دوم، دوازده آوریل

سفرنامه‌ی پاریس – روز چهارم، چهارده آوریل

سفرنامه‌ی پاریس – روز پنجم، پانزده آوریل

سفرنامه‌ی استانبول – روز اول، هفده آوریل

سفرنامه‌ی استانبول – روز دوم، هجده آوریل

سفرنامه‌ی لندن – بازگشت به تهران

لینک مرتبط: سفرنامه‌ی پاریس و اسپانیا، سال ۲۰۰۸