واکنش نویسندگان به اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷

وقتی به خاطر تخیل‌مان هم به ارشاد جواب پس می‌دهیم!

 

محمدحسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی از ممیزی کتاب و اعمال محدودیت‌های قبل از انتشار کتاب در نشست خبری پیش از آغاز بیست‌ویکمین نمایشگاه کتاب تهران دفاع کرده است که طبق نظر حقوقدانان و همچنین تفسیر هیئت پیگیری قانون اساسی از مصوبه سال ۱۳۶۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی، ممیزی کتاب امری خلاف قانون اساسی است. با این همه، به اعتقاد نویسندگان و مترجمان ادبیات کشور، اصرار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر ممیزی کتاب به تدریج جامعه‌ی کوچک ادبیات جدی کشور را در انزوا و افسردگی شدید قرار داده است. نویسندگان و مترجمانی که کتاب‌هایشان ماه‌ها و بلکه بیش از یک سال است که در انتظار مجوز قرار دارد از کار در حوزه‌ی ادبیات دلزده شده‌‌اند و از آن جهت که با شرایط فعلی تنها دلیل انتشار یک اثر ادبی در ایران صرف علاقه‌ی نویسنده یا مترجم آن است و سود دیگری از این راه برای او حاصل نمی‌شود، به این ترتیب ممیزی کتاب این تنها دلیل ساده را نیز نامیسر کرده است.

عبدالله کوثری مترجم نام‌آشنای آثار آمریکای لاتین و همچنین برنده‌ی جایزه‌ی کتاب سال ۱۳۸۶ درباره‌ی ممیزی کتاب می‌گوید: «وقتی نویسنده‌ای یا مترجمی پیشاپیش با این فکر قلم به دست بگیرد که ممکن است آن چیزی که از زیر دستش در می‌آید آسیب معنایی ببیند و یا اصلا منتشر نشود، بدترین نتیجه‌اش این است که نوعی خود س.ا.ن.س.و.ر.ی. در ذهن نویسنده و مترجم بوجود می‌آید و هیچ کس در ایران نمی‌تواند بگوید که با این امر مواجه نیست و خواهی نخواهی همه را در برگرفته است.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین در نشست خبری ذکر شده با توصیف یکی از خط قرمزها در ممیزی کتاب اشاره کرد که اگر نویسنده‌ای به شرح جزیی‌ترین روابط یک زن و مرد و توصیف خلوت آن‌ها بپردازد، چه رابطه حرام و چه حلال باشد و بخواهد آن را منتشر کند تا به دست فرزند من و شما برسد، وزارت ارشاد جلوی انتشار این کتاب را می گیرد.

عبدالله کوثری درباره‌ی این نظر آقای وزیر می‌گوید: «این مسئله، بدگمانی به نویسنده و اهل قلم است. من در عرض این پنجاه سالی که کتاب می‌خوانم، نویسنده‌ای را ندیده‌ام که به آن چیزی که جناب وزیر گفته‌اند، یعنی شرح جزیی‌ترین روابط خصوصی یک زن و مرد، پرداخته باشد. یک چیزی فراموش می‌شود و آن این که نویسنده و مترجم ایرانی هم فرهنگ ایرانی دارد و در همین مملکت و در خانواده‌های ایرانی زندگی می‌کند، پس چطور می‌شود که یکدفعه عقاید بنده مثلا درباره‌ی محرمات آنچنان تفاوتی با حاکمیت داشته باشد که من بخواهم چنین کاری را بکنم. من هیچ نویسنده و مترجمی که در این ممکلت به اعتباری رسیده باشد ندیده‌ام که کار پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی. کرده باشد. بنابراین ما دو چیز را باید متفاوت بکنیم و بحث اصلی هم همین است که آیا اثری که بوجود آمده پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی. است؟ اگر باشد، من هم با آن مخالفم. آن چیزی که آقای وزیر می‌گوید پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی. است، یعنی هم و غم آفریننده‌ی اثر این باشد که همه‌ی ابعاد وجود انسان را بگذارد کنار و روی آن مسئله‌ی خاص تمرکز کند، این به نظر من پ.و.ر.ن.و. است اما پرداختن به یکی از غرایز انکارناپذیر انسان بحث دیگری است. رمانی که در کنار بررسی و توصیف همه‌ی ابعاد انسانی بخشی را هم به این رابطه می‌پردازد، پ.و.ر.ن.و. نیست. این کتاب واقع‌گرایی است و به این بعد انسان هم می‌پردازد. نویسنده‌ای که در جهان اعتباری یافته هرگز خودش را در حد پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف. پایین نمی آورد.»

کوثری خود پنج ماه است که در انتظار مجوز کتابی‌است که از یک نویسنده‌ی شیلیایی ترجمه کرده و درباره‌‌اش می‌گوید:«خب اتفاقا در این کتاب همین مسئله‌‌ وجود دارد، ولی به قدری این موضوع هنری و در عین حال پوشیده بیان شده که من آن را بعنوان اثر هنری نگاه می‌کنم و نه پ.و.ر.ن.و.»

همچنین این سئوال مطرح است که آیا ممیزهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این صلاحیت را دارند که درباره‌ی اخلاقی بودن یا نبودن واژه یا عبارتی تصمیم‌گیری کنند یا نه. دکتر نعمت احمدی، حقوقدان، وکیل پایه‌ یک دادگستری و استاد دانشگاه دراین باره می‌گوید: «ممیزکیست و چگونه می توان نظر او را صائب دانست؟ تنها دادگاه است که می‌تواند طی تشریفات حقوقی مانع از انتشار کتابی بشود وگرنه یک مجموعه در وزارت ارشاد یا هرجای دیگری نمی‌تواند با تفسیر به رأی خود مانع ازانتشار کتابی بشوند و این کار قانونی نیست.»

محمدعلی سپانلو شاعر لژیون دونور ایرانی نیز می‌گوید: «من دو تا نمایشنامه از آلبر کامو ترجمه کرده‌ام که ده، دوازده بار در ایران چاپ شده است. یکی «عادل‌ها» و دیگری که معروف به «حکومت نظامی» است که من ترجمه‌ کرده‌ام «شهربندان». این‌ها بعد چاپ دهم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفته و آن‌ها گفته‌اند که بیست مورد در این دو نمایشنامه را باید حذف کرد. مثلا در «شهربندان» دختری پشت پنجره ‌است و پسری در کوچه ایستاده و به دختر می‌گوید که مو‌هایت را با چه شسته‌ای که مثل شب شفاف است و دختر می‌گوید که با آب صاف شسته‌ام. این عبارت یک صحنه‌ی تئاتر اسپانیایی است. من نمی‌دانم آن ممیزی که به این عبارت ایراد گرفته، چه تصوری کرده و چه چیزی در این عبارت دیده که نظرش این بوده که باید آن را حذف کرد».

بلقیس سلیمانی نویسنده‌ی مجموعه داستان پرفروش «بازی عروس و داماد» که از آبان ماه گذشته در انتظار مجوز رمان «خاله‌بازی» است، درباره‌ی ممیزی کتاب می‌گوید: «با سخت‌گیری‌های ارشاد در ممیزی کتاب خیلی از موضوعات از ادبیات ما دارد حذف می‌شود. اگر ادبیات داستانی قلمرو ظهور امکانات آدمی باشد، یعنی ما با ممیزی کتاب بعضی از امکانات وجود آدمی را از اساس منکرش می‌شویم و حذفشان می‌کنیم. یعنی جامعه‌ای هم که در کتابمان ترسیم می‌کنیم حقیقی نیست و معتبر نیست.»

امیرمهدی حقیقت مترجم رمان «همنام» و مجموعه داستان «مترجم دردها» از «جومپا لاهیری» درباره‌ی نامشخص بودن شیوه‌ی ممیزی کتاب می‌گوید: «این دو کتاب در دوارن آقای خاتمی هم با اصلاحات متعددی مجوز گرفته بود و پس از چندین و چند بار تجدید چاپ اکنون اجازه چاپ مجدد نمی‌یابد و این در حالی است که ترجمه‌ها‌ی دیگری از این دو کتاب که در دوران قبل اتفاقا با اصطلاحات کمتری مجوز گرفته بودند، بارها تجدید چاپ می‌شوند. همه‌ی ما نویسندگان و مترجمان قائل به ملاحظات فرهنگی و عرفی هستیم ولی نکته‌ اینجاست که لاهیری نویسنده‌ای موجه در سطح بین‌المللی است و در ایران نیز آن‌قدر معتبر است که چندین و چند نشست چه در تهران و چه در شهرستان‌ها و چندین و چند برنامه‌ی رادیویی و تلویزیونی به نقد و بررسی آثار او پرداخته است. جالب اینکه شنیده‌ام چند روز پیش نیز در شبکه‌ی سوم سیما برنامه‌ای به همین دو کتاب لاهیری با ترجمه‌ی من اختصاص داشته است.»

مدیا کاشیگر دبیر جایزه‌ی روزی روزگاری نیز درباره‌ی اهدا نکردن جایزه‌ی رشته‌ی رمان می‌گوید: «بر وفق اطلاعاتی که توانسته‌ایم جسته و گریخته از ناشران بگیریم، ناشران ایرانی کتاب داستان (که شمارشان در قیاس با سایر ناشران بسیار اندک است) شماری افزون بر صد عنوان کتاب دارند که هنوز مجوز نشر دریافت نکره‌اند. ضمن آن‌که همین دیروز با خبر شدم که کتابی که مجوز آن صادر شده بود،‌ در چاپخانه متوقف شده است و برایش اعلان وصول نمی‌دهند. حاصل آن‌که اساسنامه جایزه ما یک حد نصابی برای برگزاری رشته در هر کتاب قایل شده است (حداقل ۲۴ عنوان نشر یافته). بنابراین وقتی اطلاع یافتیم که از تولید رمان سال ۱۳۸۶ کم‌تر از ۲۰ درصد به بازار نشر راه یافته‌اند،‌ شرایط را مهیای رقابت سالم ندیدیم و ترجیح دادیم در رشته رمان جایزه نداشته باشیم.»

فرزانه کرم‌پور نویسنده‌ی مجموعه داستان «حوا در خیابان» با اشاره به حکم دادگاه در مورد یعقوب یادعلی می‌گوید: «ممیزی کتاب وقتی تا این حد رسیده مسئله خیلی بحرانی است، یعنی ما مرحله‌ی بالاتری از ممیزی را داریم تجربه می‌کنیم. وقتی کسی چیزی را برایمان تعریف می‌کند که خلاف واقعیت است به طور ضرب‌المثل می‌گوییم داری قصه می‌گویی یا داستان می‌گویی؟ خب، داستان تعریفش همین است که شما بر یک بستر واقعی تخیل فانتزی را سوار می‌کنید و می‌شود داستان. اگر قرار باشد به خاطر تخیلمان هم جواب پس بدهیم این یعنی با مرحله‌ی بالاتری از ممیزی مواجهیم.»

ممیزی کتاب جدای جلوگیری از انتشار کتاب یا حذف پاره‌ای از آن، پیامد مهم‌تر و جد‌ی‌تری را نیز دربرداشته و آن افسردگی شدید جامعه‌ی ادبی ایران است. ممیزی کتاب در ایران آسیب‌های روحی و چه بسا جسمی شدیدی را نیز در پی‌داشته است. محمود دولت آبادی در همین باره می‌گوید: «من فکر می‌کنم با ممیزی کتاب جوان‌ها‌ی جامعه‌ی ادبی ما روز به روز افسرده‌تر می‌شوند.» عبدااله کوثری نیز درباره‌ی افسردگی ادبی می‌گوید: «برای من که چهل سال قلم بدست دارم ممیزی کتاب کلی فشار روحی آورده است.»

اسماعیل فصیح، نویسنده‌ی پرکار و کم‌حاشیه‌ی رمان‌های «ثریا در اغما» و «زمستان ۶۲» نیز بر اثر طولانی شدن ممیزی کتابش و فشارهای روحی ناشی از آن سال گذشته سکته‌ی مغزی کرد و ده روزی را در بیمارستان شرکت نفت بستری بود تا آنکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همان ایام و بواسطه‌ی سر و صداهایی که به همین خاطر در مطبوعات ایران بلند شد، مجبور به صدور مجوز کتاب «تلخ‌کام» او شد. «فصیح» نیز در این رابطه می‌گوید: «اگر نتوانم در ایران کتاب چاپ کنم، پس دیگر برای چه زنده باشم؟»

محدودیت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین باعث شده تا ناشران و نویسندگان از ترس مجوز نگرفتن آثارشان، حاضر به دفاع از حق قانونی خود نباشند و حتی در برابر رسانه‌های داخل کشور سکوت ‌کنند. نمونه‌ی واضح این امر گزارش هشتم اردیبهشت خبرگزاری ایسنا از شمار آثار در حال انتظار مجوز ناشران است که در آن گزارش تنها عده‌ی کمی از آن‌ها حاضر به اعلام این آمار شدند و مابقی ناشران از ترس مجوز نگرفتن کتاب‌هایشان سکوت کردند.

سعید کمالی‌دهقان؛ کارگزاران، پنج‌‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷

لینک مرتبط:

تاکید حقوق‌دانان بر غیرقانونی بودن ممیزی کتاب – بی‌بی‌سی

افسردگی ادبی در ایران – گاردین